تبليغاتX
...از شما چه پنهان
 

     

      یادداشت من درباره شعرهای شهاب مقربین،

 امروز در روزنامه "اعتماد"

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 17:43 توسط مصطفی پورنجاتی |

 

 

هیچ­کس تو را

نه شناخت

و نه فهمید

حداکثر

موفق شدند

با تو یک چای گرم بنوشند

                   در تپه­ای برفی

 

 

*

(به نظر شما این شعر خطاب به چه کسی است؟)

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 20:27 توسط مصطفی پورنجاتی |

 

امروز صبح

پشت در ِ ورودی

توی کفش­هایم

چند قاصدک بود

 

جای شکرش باقی است که

                   تار عنکبوت نبسته بود

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 20:57 توسط مصطفی پورنجاتی |

 

در میدان­های شلوغ

در طرح­های بُهت­آور

و تنه­هایی به قدمت هزاره

می­گشتم شاید به یافتن تو

 

اشتباه می­کردم.

وقت آمدنت شد

باریدی

 

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 8:53 توسط مصطفی پورنجاتی |

 

نیستی

و جایی که گوش­های تو نشنود

دیوار، از مرمر هم که نباشد

صدایم را بی­وقفه

به من برمی­گرداند

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 22:12 توسط مصطفی پورنجاتی |