با تبریک روز شعر و ادب فارسی، این شعر بلند را پیشکش شما میکنم
گاهی فقط یک شعر نجاتمان می بخشد...
آسمان و زمین را به هم می دوزیم، تا فقط کمی بیشتر دوستمان بدارند،
اما راستش،
*
تابستان امسال هم پُر از آلو و گیلاس و گردو شد
ولی گرما حتی به قدر نیم درجهای، کمتر، نه
*
روز یا شب
با هم خیلی فرق می کنند خوب خوب یادم می مانَد
اما به شرط این که تو دورِ خودت
*
و راستش این که فقط
هر بار کبوتری را نوازش کردی
و یاکریمی را به دعا خواندی
تا پیشِ پای تو
پر به فرار نزند
چه فایده!
*
رفتیم، برگشتیم
گرفتیم و نبخشیدیم
همۀ راه ها را شاید نه
و همۀ خوبی ها را
*
دنیا را می گویم با این بزرگی
که اندازۀ یک کف دست جا ندارد ـ نداشت
که دو تا مثل تو
*
و من که دل به این جمع و جوری
با یک جا
آن هم تو
ولی ...
*
من فکر می کنم
که گاهی فقط یک شعر نجاتمان می بخشد
چون گزاره های منفرد
**
قلمزن، جلگه ای از نور را در حیاط پاک بهار، از زمین بر می دارد، نوازش می کند و در تُنگی از عظمت، همبازی ِ قرمز ماهی ها می کند.
**
کلمه ها از جلبک ها هم بی ریاترند. می گذارند ردّ خورشید بر آنها بتابد، نشانشان دهد، حتی شبچراغشان کند.
**
شعله های نگاهت بر بوته های کویرم وزید، و به کلّی مرا سوزاند.
به رخصت برداشت نو از برکت ها تبریک می گویم.
(از: "بُراده های آبی ماه"، اثر مصطفی پورنجاتی)
به تازگی کتاب «زبانِ باز، پژوهشی دربارهی زبان و مدرنیت» نوشتهی داریوش آشوری و به همت نشر مرکز منتشر شده است. در این کتاب مباحثی همچون زبانگفتار و زبان نوشتار، خودسرانگی زبان طبیعی، تاریخ پیدایش زبانهای مدرن، بستر زبانی مدرنیت، کارکرد زبانمایهی علمی، تکنیکهای واژهسازی مکانیکی، رویارویی زبان فارسی و مدرنیت بررسی میشود.
نشست هفتگی شهرکتاب در روز سهشنبه ۱۲ شهریور ساعت ۱۶ به نقد و بررسی این کتاب اختصاص داردکه با حضور علیمحمد حقشناس، کامران فانی و علی صلحجو برگزار میشود.
نشستهای هفتگی شهر کتاب، فعلاً ساعت ۱۶ برگزار میشود و حضور همگان در آن آزاد است.
هر روز کسی
سوار بر اسب ِ نرم ِ فکرهای تو
سلّانه به من میرسد
ـ اسبی با یال و مویی سپید ـ
و به من میگوید:
فکرش را نکن