تبليغاتX
...از شما چه پنهان
 

دریا جای بزرگی است. آب­های دریا، حجم زمین را می­پوشانند، با تمام عظمت. اما دریا زیر ِ حجم نگاه ِ تند خورشید، دوام نمی­آوَرَد و تبخیر می­شود.

اما چه باک؟

دریا تسلیم خورشید و سرانجام، ابر می­شود.

تبخیر دریا، نابودی دریا نیست؛ تولد دوبارۀ اوست در هیئت ابر.

دریا نابود نمی­شود وقتی به خورشید تن می­دهد. دریا ابر می­شود و به اندازۀ آسمان، به اندازۀ بالای سر ِ همۀ سپیدارهای بلند و علف­های کوتاه و کودکان بازیگوش و پیران ِ سفید مو، گسترش پیدا می­کند.

من فکر می­کنم ارزش دارد که ابر بشویم حتی اگر به قیمت سوختن و تبخیر شدن و با تحمل ِ رنج ِ دوباره متولد شدن باشد.

*

از : بُراده­های آبی ماه (گزینۀ نثرهای ادبی و شعر)، مصطفی پورنجاتی، چاپ اول: 1386

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 19:33 توسط مصطفی پورنجاتی |

 

یک پرتقال

نارنجیِ نارنجی

بر درختی از باغ­های شمالی

سنگینی­اش را بر دل شاخسار

                   احساس می­کند

تنهاترین!

حرفی بگو

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 19:10 توسط مصطفی پورنجاتی |